تبليغاتX
دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز
زجا برخیز رفیق امروز نه امروز است!!!!

پیام دانشجویان اهواز به دانشجویان سراسر کشور

 

 

پس از 16 آذر سال گذشته یک موج عظیم از اعتراضات  توسط دانشجویان سراسر کشور با الگوبرداری از آن حرکت در دانشگاه ها علیه نابرابری و عدم آزادی حاکم بر سطوح مختلف جامعه ایجاد شد. این حرکت ها که بصورت خودجوش توسط دانشجویان شجاع و جسور در حمایت از اعتراض های کارگری و بخش های دیگر جامعه که به نوعی تحت فشار دستگاههای محدود گر سیاسی و امنیتی هستند ایجاد شد. مسائل صنفی؛ مشکلات مردم شهری که دانشگاه در آن مستقر است ؛فساد حاکم بر مدیریت دانشگاه ها و غیره همه وهمه بخش کوچکی از معضلاتی است که دانشجویان آگاه و روشنفکر با آنها در این مدت اخیر در تهران ،اهواز، زنجان ، مشهد ، شیراز ،مازنداران ،همدان و باقی شهرهای ایران  با آن مواجه بوده اند. دانشجویان با انسجامی ستودنی در سراسر کشور با در دست گرفتن پرچم آزادی خواهی و برابری طلبی  اعلام کردند که دیگر وقت آن است جریانی در دانشگاه فعال شود که هیچگونه زدو بندی با مجموعه قدرت نداشته و بودجه های نجومی جهت اقناع خواست حاکمیت به یاری اش نرود،  بلکه با تکیه بر نیروی خویش  پیروزی اعتراضات  را به سر  انجام رساند.

یکی از اقداماتی که حاکمیت بعد از 16 آذر هزار وسیصد و هشتاد و شش آغاز نمود موج گسترده دستگیری دانشجویان معترض و در بند کردن آنها  در سخترین شرایط بود، با این خیال که می توانند با ارعاب و ترس آور کردن فضای دانشگاه واعمال شدیدترین برخوردهای فیزیکی چه از نظر روحی وچه جسمی بر دانشجویان در بند و همچنین خانواده های آنها  از این حرکت جلوگیری کنند. اما این تصور، خیال خامی بیش نبود چرا که با این حرکت، خاطر همه فعالین آگاه این عرصه، جری تر شده و مصمم تر از گذشته با افق صریح سیاسی آزادی و برابری ادامه کار دادند.

با این حال باید گفت در روزهای اخیر باز شاهد برخورد با مردم جان به لب رسیده از شرایط اقتصادی و سیاسی و همینطور فعالین دانشجویی در دانشگاههای مشهد بوده ایم ، دانشجویانی که خود را متعلق به جنبشی انسانی برای دفاع از نیازها و حقوق مردم می دیدند، در اعتراضات خودجوش عده ای از مردم مشهد شرکت کرده و با اعلام انتقادی این مسئله که تحقق آزادی و برابری از راهی فرا تر از مطالبه جلوگیری ازمفاسد اقتصادی امکان پذیر است، خود به دست نیروهای امنیتی  بازداشت شده و راهی زندان شدند.

در حال حاضر نه تنها از وضعیت آقایان محمد زراعتی ، توحید دولتشناس و فرزاد حسن زاده که توسط لباس شخصی ها ربوده شده اند، اطلاعی در دست نیست بلکه از جمعیتی حدود 200 نفر از بازداشت شدگان زن و مرد و جوان  این اتفاق در مشهد هنوز خبر موثقی دریافت نشده است.

 در این بین  باز هم  یکسان شمردن- نشستن مقابل دوربین- با پراتیک سیاسی و حضور فیزیکی در بین مردم، تلوزیونهای لس آنجلسی را به منجلاب  دسیسه سیاسی و توهم کشانیده و با اعلام تلوزیونی حضور معترضین، موجبات به خطر افتادن تعدادی از مردم  در مقابل دستگاه پلیس گشته اند .

          

قابل توجه است که وضع پیش آمده گفتن نکاتی را ضروری می سازد؛ دستگاههای پلیسی و امنیتی با دستمایه کردن شعائر دینی،  این حرکت ها را همه در مخالفت با اسلام و دین که توسط عده ای که بقول خودشان مرتد اند و در جهت حمایت از استکبار و صهیونیسم در دانشگاه ایجاد شده معرفی می کنند.

. با یک نگاه عمقی می توانیم به این نکته برسیم که دستگاه امنیتی با مهر اتهام زدن به دانشجویان، بهانه ای برای در کنترل نگه داشتن فعالین دانشجویی دارند.که در این صورت دانشجویان باید با آگاهی از این موارد فکری اساسی در برابر این اتهامات واهی نمایند

  1. مرتد اعلام کردن هر دانشجویی که در جهت هر اعتراضی در دانشگاه زبان باز می کند

  2. مرتبط اعلام کردن دانشجویان و این جریانات با کشورهای آمریکا ، انگلستان و اسرائیل و جریانات ضد مدنی

  3. اعلام این موضوع که عده ای از دانشجویان مرتبط با جریانات حزبی خارج کشور هستند

اینها گوشه ای از اتهامات واهی است که دستگاه اطلاعاتی- امنیتی به دانشجویان وارد کرده و می کنند، با این خیال که بتوانند این تحرکات رادیکال را در نطفه خفه کنند. اما این جز فکری خام  و دسیسه چین نمی تواند باشد چرا که دانشجویان هم آگاه هستند و هم آنقدر یکپارچگی  آنها در کشور ارتقا پیدا کرده که کوچکترین ندایی در دورافتاده ترین  نقطه ایران را پاسخ می گویند و افکار عمومی را به قضاوت می طلبند.

روشن است که انسجام هر چه بیشتر دانشجویان دانشگاههای کشور حول مطالبات دانشجویی همانند مطالبه آزادی دانشجویان دربند مشهد و اهواز وحتی فرا سوی آن، می تواند ضمن این که هزینه کمتری را به لحاظ امنیتی بر مجموعه آکادمیک  وارد سازد، مانع پراکندگی و در ادامه موجبات تحکیم ارتباط با دیگر جنبش های اجتماعی شود. نقطه تفارقی بین گروهای دانشجویی بر سر حذف پیمانکاریهای دانشگاه ، آزادی دانشجویان دربند و همچنین آزادی نشریات و گروههای مستقل دانشجویی  وجود ندارد و دنباله روی از این سبک وسیاق روشن با حضور لیبرالهای دانشگاهی یا ملی مذهبی ویا چپ  ما را هر چه بیشتر به اهداف اعلام شده در هر برهه نزدیکتر می سازد.  امروز که نهادهای موازی امنیتی و گروههای فشار موجود در دانشگاهها اعم ازنمایندگان وزارت علوم وبرخی روسای انتصابی دانشگاه با هر شیوه ای می خواهند صدای عدالتخواهی را در نطفه خفه کنند، خوب است که بدانیم تا صدای ما با هم یکی نشود نمی توانیم اجحافی را که پیش از هر چیز در حق دانشجویان دانشگاه سهند تبریزو فردوسی مشهد و تهران و شیراز و کرج راوا داشته شده است ، بر طرف سازیم.

اتحاد باعث می شود که آنها نتوانند به شیوه های ابتدایی و قرون وسطی ای در دادگاه انقلاب و کمیته های انظباطی دست به تفتیش عقاید بزنند و مهر ارتداد که بزرگترین دروغ حال حاضر است را به هر حرکتی بچسبانند . آن چه مهم به نظر می رسد دخالت هر چه بیشتر دانشجویان به عنوان سازندگان جامعه آتی به نفع محیط های علمی و دانشگاهی و دردست گرفتن یک پرچم مشترک و  صدایی واحد است .

در پایان ما خواستار آزادی جواد علیخانی دانشجوی دانشگاه اهواز و همینطورفرزاد حسن زاده، محمد زراعتی و توحید دولت دولتشناس از دانشجویان دانشگاه مشهد و دیگر زندانیان بازداشت شده عقیدتی هستیم و تا آزادی این افراد از زندان از هیچ کوششی فروگذاری نخواهیم کرد.   

زنده باد آزادی

زنده باد برابری

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 11:57  توسط فرزین | 

بیانیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای

تهران: شورش در خیابان

دور جديدي از مبارزات شهري در ايران آغاز شده است. مشهد به فاصله ي کمي شاهد دومين رويارويي بزرگ خياباني ميان مردم معترض به فشارهاي شديد اقتصادي از يک طرف و موتورسواران نقاب پوش و گارد ويژه و لباس شخصي هاي سازمان يافته در سوي ديگر بود. جهش سرگيجه آور بهاي مسکن و اجاره خانه در سال گذشته با موج جديدي از گراني مواد غذايي تکميل شده و در فاصله اي کوتاه بخش وسيعي از جامعه زندگي خود را تباه شده يافته اند. چکمه هاي نظاميان براي لگدمال کردن اعتراضات ممکن تميز شده و ثروت جامعه صرف تجهيز نيروهاي موتوريزه ي سرکوب شده است. جنگ طبقاتي تلاطم خود رابه سطح خيابان ها سرريز کرده است.

سرمايه داري لجام گسيخته ي ايراني همراه با ساخت سياسي استبدادي خود نه تنها راه هاي مشارکت سياسي بخش هاي هر چه وسيع تري از جامعه را در تنظيمات و تصميم گيري هاي اصلي اجتماعي سد کرده بلکه با غارت زندگي روزمره ي ميليون ها انسان و تهي ساختن معناي زندگي براي آنها، رشد کثيف و انگل سان خود را تضمين مي کند. پيوند فاجعه بار نئوليبراليسم با اسلام سياسي را شايد بتوان راه حل بومي سرمايه داري در اين منطقه از جهان دانست. سرمايه، نيروي هاي حياتي رواني و جسمي ميليون ها نيروي کار را مي مکد و چيزي جز شکاف گسترده تر طبقاتي، قسط هاي عقب مانده، اضافه کاري هاي شبانه، پولي شدن رابطه هاي انساني، خانه هاي فرهنگ تهي و اتوبان ها و شهرک هاي لبريز، بردگي مدرن و قوانين عصر مفرغ به جاي نمي گذارد.

خيابان هاي شهر ايران اسلامي در قرق گشت هاي ارشاد و ويترين هاي مغازه ها است. شهروند مطلوب، مصرف کننده ي محجبه اي است که با رعايت حجاب اسلامي، خود به بازتوليد نظام موجود طبقاتي ياري رساند. جز با سرکوب مداوم، چنين غارت گسترده اي از هستي انسان ها ميسر نيست. بورژوازي ايراني و دولت ناقص الخلقه و کوتاه قامت آن براي رشد ثروت خود و کسب قابليت هاي رقابت جهاني چاره اي جز تحميل سطح نويني از فلاکت به نيروي کار ايراني ندارد. خيابان هاي مشهد در اين روزها و خيابان هاي بسياري از ديگر شهرها در آينده اي نزديک نتيجه جدال ميان جنبش کسب هويت انساني برای یک زندگی بهتر از يک طرف و تحميل فلاکت و بربريت از سوي ديگر را رقم خواهند زد.

نگاهي به تاريخ مبارزات شهري در ايران و ديگر کشورهاي دنيا نشان مي دهد که در فقدان سازمان يافتگي توده هاي شهري، بخشی ازجامعه ي طبقاتي قادر است از طريق تقويت سرکوب و يا بازي هاي سياسي خود را نجات داده و پس از فرونشاندن مبارزات، سلطه ي خود را مستحکم تر کند. اما روشن است که سازمان يابي  کليد توده هاي شهري براي کسب آزادي و برابري است. اگر دلالان و کارخانه داران، صاحبان آژانس هاي ملکي، دارندگان انحصارات واردات و صادرات کالاهاي مختلف، هيأت امناي مؤسسات چپاول مالي و اعتباري و ... در شبکه اي منظم از روابط متقابل، ادامه ي بهره کشي و غارتگري خود را تنظيم مي کنند، سرکوب شدگان براي اعاده ي شرافت و انسانيت خود، براي به چنگ آوردن آزادي و برابري، به سازمان يابي هايي بس گسترده تر و نيرومندتر احتياج دارند. سازمان يابي بدون وابستگي به قدرت حاکم يک خيال صرف نيست. هر ابتکار جمعي که در محيط هاي کار و زيست و تجمع، طبقه کارگر را از زن و مرد و دختر و پسر به يکديگر پيوند زند، مسير پيروزي در خيابان ها را هموار خواهد کرد. انتشار و توزيع نشريات محلي در محيط هاي زيست و محيط هاي کار، تشکيل جلسات بحث و گفتگو، ايجاد محافل، تشکل ها و کانونها، و هر اقدام سازمان بخش ديگر مي تواند خيابان هاي فردا را از چنگال گشت ها و گراني ها برهاند و آن را در معرض تنظيم اجتماعي کارگران و ديگر گروه هاي تحت ستم قرار دهد.  

نکته دیگر، نقش ورشکستگان سیاسی امروز و سالهای قبل است که با استفاده از رانت های سیاسی و دسترسی اشان به منابع مالی و همچنین ابزار قدرتمندی چون تلوزیون و رادیو، کانالیزه کردن تحرکات اجتماعی مردم را در دستور کار خود قرار داده اند. بی تردید پخش مطالب و شعارهایی مانند مقابله با مفاسد اقتصادی از جانب تلوزیونهای لس آنجلسی ادامه همان مواضع رسمی سرمایه داری در ایران است که برای کشاندن مردم به چارچوب فضای تیره و تار اصلاح طلبی و نهایتا تایید جمهوری اسلامی (در بزنگاه تاریخی)  با قبول تغییرات از بالا بدون حضور مردم صورت می گیرد. مسائل اقتصادی پیش آمده از تعدیل نیرو در مراکز کاری گرفته تا بیکار سازیها و کاهش قدرت خرید مردم و تورم و فساد دستگاههای دولتی و همگی و همگی مسائلی نیستند که تنها با رفع مضحک مفاسد اقتصادی از جانب قدرت سیاسی در ایران حل و فصل شوند. طرح این نوع شعارها از جانب نیروهای راست و ناسیونالیست آگاهانه است و فساد، جزء لاینفک تمامیت نظام سرمایه است. تنها آلترناتیو موجود در مقابل استبداد سرمایه و متعاقب آن اختناق سیاسی در جامعه ایران، تلاش برای تغییرات بنیادین  به منظور براندازی شیوه تولید سرمایه داری و مسئله توزیع ناعادلانه ثروت و مالکیت خصوصی است. در پایان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای تهران ضمن در خواست تلاش از جانب نیروهای مترقی در رابطه با وضعیت بازداشت شدگان شهر مشهد (از جمله دانشجویان دانشگاه فردوسی) خواستار دخالت دیگر نیروهای سیاسی در پس زدن هر چه بیشتر ارتجاع داخلی و خارجی با هدف پیشبرد مبارزات توده ای و ردیکال است.

زنده باد آزادی و برابری

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای تهران

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 21:9  توسط فرزین | 

ما هستیم

تا بشکنیم که شکست دست و قلم هم کلاسی مرا

ما هستیم

همه جا و همه وقت    

ما ذلت نخواهیم

ما آزادی را

برابری را می خواهیم

در اقدام جسورانه ی دیگری از جانب دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز پوسترهای نماد دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب ایران در دانشگاه چمران  بخش گردید و سپس از مکان هایی که در آنها این اقدام انجام گرفته شده بود عکسبرداری شد این اقدام را به تمامی رفقای دانشجوی در بند و تمامی دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب ایران تبریک می گوییم و این ندا را به همه دانشجویان استان خوزستان در تمامی دانشگاه ها می رسانیم در آینده نچندان دور حلقه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به محوریت دانشجویان دانشگاه چمران اهواز تشکیل خواهد شد.

.دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز.

www.azadi-barabari-ahwaz.blogfa.com 

Email: azadikhah.daneshjo@gmail.com

عکس ها

زنده باد آزادی    زنده باد برابری

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 14:54  توسط فرزین | 

اعلام موجودیت علنی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز

در پی اقدامی جسورانه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز برای اولین بار بصورت گسترده در سطح دانشگاه چمران اهواز و دانشگاه آزاد اهواز اعلام موجودیت نمود.دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز با تکثیر بیانه ای که برای آزادی دانشجوی در بند جواد علیخانی آماده شده بود به نوعی نام خود را در سطح دانشگاه بیان نمود. این بیانه ها در مجتمع خوابگاهی دختران دانشگاه چمران؛ خوابگاه نخل و نور دانشگاه چمران ؛ کتاب خانه مرکزی و دانشکده اقتصاد و کشاورزی دانشگاه چمران و همچنین در سطح دانشگاه آزاد اهواز بخش شد.حال ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز بعد از این اقدام اعلام می داریم تا آزادی دانشجوی در بند دکتر جواد علیخانی لحظه نخواهیم نشست و تمامی توان خود را آزادی این دانشجو بکار خواهیم گرفت. از تمامی دوستان دانشجو که می توانند ما را یاری نمایند خواهشمندیم از طریق این ایمیل با ما در ارتباط باشید azadikhah.daneshjo@gmail.com

زنده باد آزادی     زنده باد برابری

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 12:27  توسط فرزین | 

بیانه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز

جهت آزادی جواد علیخانی

 

روزها از دستگیری جواد علیخانی دانشجوی دامپزشکی دانشگاه چمران توسط نیروهای امنیتی می گذرد اما هنوز حکمی قطعی در دادگاه برای ایشان صادر نشده است واین نقض آشکار قوانین خود نوشته این حکومت توسط خودشان می باشد. وضعیت بد و نامناسب زندان جواد علیخانی که نه با شئون یک دانشجو برابر است و نه با یک زندانی سیاسی همه نشان از غرض ورزی در دستگیری جواد عیخانی دارد.در ابتدا صادر نکردن قرار وثیغه ای مشخص و سپس صادر کردن قرار و ثیغه ای سنگین برای علیخانی که از عهده خانواده و دوستان او برنمی آمد یکی از کارهای غیر انسانی است که در حق این دانشجوی آزادی خواه و برابری طلب روا داشته شده است. جالب آن است که در فضای دانشگاه چمران جو را به سمتی هدایت کرده اند که هیچ دانشجویی جرئت این را نکند که از حال جواد علیخانی مطلع گردد واگر هم بپرسد ابتدا به حراست و از آنجا به ستاد خبری فراخوانده می شود که تو چه ارتباطی با علیخانی داری؟ سالها است در ایران باب شده است که تا کسی می خواهد حرف از عدالتخواهی بزند و استمداد برابری خواهی نماید مهر ملحد بودن و کافر بودن را به او می چسبانند و می گویند اقدام او علیه اسلام و خدا و پیغمبر خدا بوده بر فرض اینکه هم خدا و جود داشته باشد و هم اسلام و دین معنا داشته باشد آخر یکی نیست بگوید مگر شما وکیل دین هستید که هر اتهامی بخواهید به دیگران ببندید. جواد و امثال جواد جرم نکرده اشان دانستن است چون می دانند باید زیر یوغ حکومت و چکمه  گزمه های روزگار له شوند به جرم عدالت خواهی و برابری طلبی. دانشجویان آگاه و فهیم از شما تقاضا داریم که صدای خود را با صدای ما هم صدا کنید و بیایید با یگدیگر جواد علیخانی را از زندان آزاد کنیم صداو ندای ما دلگرمی برای او مادر داغدیده اش است. ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز از تمامی دانشجویان ایران خواهشمدیم به یاری ما بشتابند این بیانه چندمین بیانه ای است که ما برای آزادی جواد علیخانی داده ایم اما متاسفانه کسی صدای ما را نشنیده است از شما می خواهیم صدای ما را به همه برسانید

  دانشجویان آزادی خواه و برای طلب اهواز

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 12:37  توسط فرزین | 

طی خبری که همین امروز به دست ما رسید مامورین شهرداری اهواز با یورش به منازل عده ای اقشار ضعیف جامعه و اعمال زو وب همراه کتک کاری اقدام به تخریب منازل این عزیزان نمودند. این واقعه در حالی صورت گرفت که ساکنین منازل که عمداتا از قشر کاگر می باشند در حال گذاراندن روز تعطیل خود بودند.ماموران شهرداری با کمک ماشین های سنگین و با کمک نیروی انتظامی در عرض چند دقیقه خانه های مردم محله حصیرآباد اهواز را تخریب نمودند این درحالی بوده که ساکنین در منازل خود بوده اند که حتی در این تخریب وقت آن را نداشته اند که وسایل ضروری خود را از منزل خارج نمایند و در همان حال وسایل در زیر آوار مانده بود. شهردای با استناد به قانون ماده ۱۰۰ (ساخت و ساز غیر مجاز) دست به این عمل وحشیانه زده است هم اکنون کارگران و خانواده های آنها در حالت آوارگی و سرگردانی در این ظهر داغ و سوزان اهواز به سر می برند.لازم به ذکر است که اهواز و استان خوزستان از داشتن مدیرت درست محروم بوده و پول نفتی که متعلق به تمامی این مردم است در حساب افراد معلوم الحال در حال واریز شدن است و مردم اهواز و دیگر شهرهای استان از داشتن امکانات خیلی ساده نیز محروم هستند.        میثم فرزین (دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز)

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 17:33  توسط فرزین | 

ماهها از دستگیری  عده ای فعالین دانشجویی دانشگاه چمران اهواز می گذرد بعد از آزادی همه دانشجویان که در میان آنها فقط جواد علیخانی که به عنوان عامل اصلی معرف شده بود تا کنون در بند باقی مانده است. فعالیت جز جوهره یک دانشجوی سالم با فکر سالم است که خود این مسئله فعالیت در همه دانشگاه ها به نوعی از پیش تعریف شده می باشد آنهم در یک محدوده خاص فکری و عقیدتی که این نوع محدودیت با تمامی اصول آزادی بیان ،آزادی افکار و عقاید و همچنین آزادی های فردی تضاد و تناقض دارد.بعد از جریانات و قائله های دهه ۷۰ بخصوص سالهای ۷۷ و۷۸ و ورود نیروهای نظامی به فضای روشنفکری دانشگاه و نظارت اکید  امنیتی در دانشگاه ها فعالیت های دانشجویی تحت تاثیر جو امنیتی قرار گرفت به وجود آمد مترسک کمیته های انظباطی در دانشگاه ها و علم کردن یکسری از قوانین و آئین نامه ها روز به روز حلقه فشار بر فعالین دانشجویی را تنگ تر می نمود .ایجاد فضای بی اعتمادی در میان فعالین که بله "ممکن است همین هم اتاقی تو اطلاعاتی است" ترس کاذبی را از طریق نفوذ روانی بر دانشجویان "پروژه هر یک دانشجو یک جاسوس چه بخواهد چه نخواهد"  را رقم زد . اخراج اساتید مستعد ، بازنشسته نمودن اجباری اساتید اجباری که این اساتید به نوعی محور حرکت دانشجویان بود بخش دیگری از این برنامه از بیش تعین شده بود. با نگاهی گذارا به این برنامه های اجرا شده در دانشگاه های کشور به این نکته می رسیم که به طور یقین دانشجو نباید بداند، دانشجو نباید حرف بزند ، دانشجو نباید فعالیت کند ودر کلی ترین نظر دانشجو حق اعتراض و انتقاد به اوضاع و احوال حاکم را ندارد.دانشجویان فعال اهواز با توجه به اختناق بالای امنیتی در سطح دانشگاه های اهواز که همه رفقای آگاه در کشور که کمابیش با این اوضاع آشنایی دارند. دوستان ما با سرپرستی فکری و اجرایی جواد علیخانی دست به فعالیت آشکار در قالب کانون کتاب و اندیشه اقدام به برگزاری سمینارهای علمی پر محتوا (حضور بابک احمدی در یکی از سمینار ها نمونه یکی از کارهای ارزشمند این دوستان می باشد) ایجاد جلسات نقد بررسی کتاب های خاص و تشکیل جلسات صمیمانه در میان دانشجویان روشنفکر یکی دیگر از کارهای ارزشمند جواد علیخانی و دیگر رفقا بود. تاسیس نشریات صوفبا و آلترناتیو و نشر این نشریات روشنفکری که در چند سال اخیر در دانشگاه چمران اهواز سابقه نداشت باعث شد که تشکل هایی همچون بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی دانشجویان مستقل علیه رفقا جبهه گیری نمایند در این میان روسا و معاونین دانشگاه نیز با هدایت مستقیم حراست که خود این حراست نماینده تام الاختیار و فعال وزرات اطلاعات است به نوعی فشار های مستقیم و غیر مستقیم از طریق تهدید به اخراج و کمیته انظباطی توان خود را برآن داشتند که انگیزه دانشجویان در فعالیت را کم نمایند که حتی خود این موضوع تنها انگیزه رفقا در کار را کم نکرد بلکه انگیزه ای بالا در آنها ایجاد کرد.تماس های مشکوک و تهدید آمیز به رفقا یکی دیگر از این کارهای تضعبف گرایانه بودکه از طرف مخبرین و عوامل وزرات اطلاعات مو به مو انجام می شد.در نهایت در پائیز سال گذشته با بکارگیری تمامی توان خود به بهانه کاریکاتور هایی که معلوم نمی باشد یه چه نحو این برنامه از بیش تعین شده که از طریق عوامل نفوذی در میان رفقا انجام گرفت و تهمت آنها باعث شد که زمانی که رفقا نمایشگاه کتابی را به مناسبت روز کودک برگزار کرده بودند با وضع بسیار زننده و بدی در خارج از دانشگاه آنها را بازداشت کردند.فشارهای بالا روانی وحتی بعضا تنبیهات بدنی که از آنها بعد از آزادی رفقا متوجه شدیم نشان داد که هدف چیزی جز آزار و اذیت فعالین دانشجویی و بازداشتن رقفا نبوده است بله به این جرم که "بیشتر می دانستند"حال درسال که تاکنون رفیق علیخانی که با مواجه شدن یا یک بی عدالتی بزرگ و قانون شکنی آشکار(عدم قرار وثیقه) که بطور قطع این موضع هم کار دستگاه امنیتی می باشد روز به روز ما را در این ابهام فرو می برد که آیا روشنفکری و منتقد بودن جرمی برتر از قتل و دیگر جرم ها می باشد.(میثم فرزین داب اهواز)

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:9  توسط فرزین | 

 

بیانه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز

به مناسبت روز جهانی کارگر

کارگران در طول تاریخ بشری جزء طبقه ای بوده اند که از جانب سرمایه داران و فئودال مآبان زمانه مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند. با نگاهی ساده به زندگی کاگران و نوع گذاران زندگی این عزیزان در خواهیم یافت که فقر در لایه لایه زندگی این قشر به روشنی قابل مشاهده است. به چه قیمتی این فقر که نابرابرانه و ناجوانمرادنه به این طبقه که تمامی بار جوامع در حال توسعه و بر مبانی اقتصاد تولیدی بروی دوش اشان است  القاء شده است؟ بله به قیمت فاصله طبقه کارگر از حقوق عادی خود!!! به قمیت فاصله هرچه بیشتر طبقاتی کاگران با سردمداران سرمایه داری!!! سالها است که کارگران در ایران از داشتن یک سازمان واحد که بدرستی  و به حق از حقوق آنها دفاع کند در ایران محروم هستند چه در زمان پهلوی با القای  سیاست ارعاب کارگران را از داشتن این حق محروم می کردند و چه در زمان حال در جمهوری اسلامی که با سیاست دروغ و تزویر به همراه ارعاب عامه کارگران و مردم را از ابراز عقیده در رابط با درخواست حقوق صنفی باز می دارند. جالب آن است با خواندن قانون اساسی که همه مسئولان جمهوری اسلامی خود را ملتزم عملی به آن می دانند شیوه ای برعکس آنچه که در خط و خطوط قانون اساسی برای عمل آمده در حال مشاهد هست. در ابتدا باید نگاهی به اصل ۲۶ قانون اساسی  داشته باشیم که در آن"احزاب، جمعیت‏ها، انجمن‏های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته‌شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ‌کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت" خوب دفاع از حق خود و داشتن یک صنف برحق و دفاع از مظلومین این قشر به کدامین قانون نوشته شده عناد با اسلام و نظام دارد. مخالفت با صفوف متحد کارگری که از جانب دولتیان حاضر در حال انجام است خود یکی از مصدایق نقض آشکار قانون است و چه مزبوهانه قانونی که خود را ملزم عملی به آن می دانند و خود تعین کننده آن هستند را نقض می کنند. دومین مسئله این است که هرگونه تجمع و اعتراض گروهی از جانب دولت برای همه اقشار جامعه منفک و منتفی می باشد مگر نه بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی که در آن "تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.‏‏" آمده حال مگر تجمع عده ای کارگران  با همراهی قشر همیشه بیدار دانشجو کجایش خلاف قانون و اسلام است مگر نه بر طبق اسلام و امامان دائما تاکید به احقاق حق فقرا و ضعفاء شده است آیا این سخن امام صادق شما نیست که می گوید : وای برکسی که بگذارد عرق کارگر خشک شود و مزد او را ندهد. بله باید بگویم عرق سهل است خون کارگران در حال حاضر می خشکد اما کسی حق آنها را نمی دهد. سومین مسئله آن است که تاریخ تفتیش عقاید در ایران در حال تکرار است اما با توجه به اصل ۲۳ قانون اساسی که در آن "تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‏ای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد" در خواهیم یافت که لحظه به لحظه مدعیان اجرای قانون خود به نقض آشکار قوانین می پردازند ما نمی دانیم که چه چیز خلاف اصول اسلام است اصلا کدامین اسلام ؟ اسلام سرمایداران و دولتیان نظام و یا یک اسلام دیگر؟ ما نمی دانیم کدام مرجع صلاحیت رسیدگی به این تخلفات قانون گذران را داراست؟ حال با نزدیک شدن به اول ماه می و روز جهانی کارگر ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز اعلام می داریم که ما با تمام وجود از کاگران دفاع می کنیم و می گوییم تا آخرین قطره خون در برابر این بی عدالتی و ظلم قد علم خواهیم کرد

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز

زنده باد آزادی    زنده باد برابری

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:5  توسط فرزین | 

اطلاعیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به مناسبت اول ماه مه

اول ماه مه برای طبقه‌ی ما - طبقه کارگر - روز همبستگی جهانی است. این روز روزی است که پرچم و افق کارگری در جهان به اهتزاز در می‌آید. در همه جای گیتی از تهران و کرج و سنندج تا لوس‌آنجلس و پاریس و مسکو و از کابل و بغداد و قاهره تا تل‌آویو و آمستردام  و همه جای جهان، یک پرچم و یک صدا بلند می‌شود «زنده باد همبستگی جهانی کارگران»، «زنده باد برابری، زنده باد آزادی». کارگران و مردم زحمتکش دنیا در یک صف و یک دل در خیابان‌های شهرها رژه می‌روند و اعلام می‌کنند «ما انسان هستیم!»، ما ملت و مرز و قوم نمی‌شناسیم و هیچ تفرقه‌ای را نمی‌پذیریم. ما کارگریم، به نام دین و ملت و قوم نمی‌توانند ما را از هم جدا کنند. این شعارهای برجسته‌ی اول ماه مه است، حتی اگر این شعار به این شکل واضح بر پرچم‌های کارگران و مردم در این روز نوشته نشده باشد.

‌‌

اول ماه مه ، روز جهانی کارگر و روز همبستگی جهانی طبقه کارگر ، امسال در حالی برگزار خواهد شد که حوادث مختلفی در سال گذشته بر جنبش کارگری و جنبش آزادی و رهایی انسان گذشته است.

در سالی که گذشت باز هم سرمایه داری افسار گسیخته ی ایران با تمام توان خود و تا جایی که  توانست دست خود را به سوی سفره خالی کارگران دراز نمود و ولع تهوع آور خود را برای کسب سود بیشتر در ازای به فلاکت کشاندن کارگران و زحمتکشان این جامعه در سال گذشته هر چه بیشتر نمایان کرد و چهره خود را زمانی به وضوح عیان تر نمود که کارگران در هر اعتراضی نسبت به حقوق معوقه و دستمزدها با سرکوب سازمان یافته دستگاه روبرو گشتند. سالی که گذشت سال مبارزات طبقاتی در سطح گسترده ای در جامعه بوده و سالی بوده است که طبقه کارگر نسبت به حقوق واقعی خود آگاه تر شده و میداند که باید دست متعرض سرمایه داران به زندگیش را کوتاه کند.

در ایران طبق معمول هر سال علیرغم ممنوعیت برگزاری مراسم اول ماه مه، این مراسم در اشکال مختلف در محله و کارخانه و دانشگاه و ... برگزار می‌شود. ما دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب چندین سال است که این مراسم را در دانشگاه برگزار می‌کنیم ویا در مراسم مستقل کارگران شرکت فعال می‌کنیم. امسال نیز ما دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب به استقبال اول ماه مه می‌رویم. ما در کنار میلیون‌ها کارگر و انسان در جهان این روز را گرامی می‌داریم. امید و تلاش ما این است که پرچم و افق این روز به افق همه‌ی کارگران و انسان‌های زحمتکش جهان تبدیل شود. تفرقه‌های قومی و ملی و مذهبی در میان کارگران و مردم جهان رخت بربندد و آزادی و برابری مردم در ایران و جهان متحقق شود.

اول ماه مه روز بزرگی برای طبقه‌ی ما است. ما در این روز  پرچم همبستگی جهانی طبقه کارگر و شعار "کارگران جهان متحد شوید" را برافراشته نگاه خواهیم داشت.

به امید اول مه هر چه باشکوه تر

 

دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب سراسر کشور

٢٦ فروردین ١٣٨٧ 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 21:57  توسط فرزین | 

اسناد رسوایی

سالها پیش در چنین روزی مردم ایران به نظامی رای دادند که شعارهایش بعد از سالها تغیر کرد وبه آنچه وعده داده بود عمل نکرد.اسناد و مدارد موجود همگی گویای این امر هستند که این حکومت به اعتقادات مردم احترام نگذاشت و انچه که درون خودکامه خود بود به استبداد به این مردم تحمیل کرد . آنها حتی به ملی مذهبی ها رحم نکردند چه برسد به آزادی فعالیت مارکیست ها و گروهای چپ که گروه گروه از این عزیزان و جان نثاران که به واقع انقلاب را به ثمر رسانده بودند به حکم نادادگاهای انقلاب در ده ۶۰ به پای چوبه دار و تیرباران روانه کردند.حال پس از گذشت دو دهه از آن سالها دیدن بسیاری از اسناد که از روزنامه هایی که از آرشیو آنها بدست آمده سوالات زیادی را برای ما نسل سومی ها که به اعتقاد عده ای نسل سوخته هستیم ایجاد می کند اما حال بسیاری از دوستان ما بخاطر این علامت سوال ها باید روزهای شیرین جوانی خود را در کنار دیوارهای نمور زندان سپری کنند. آزادی خواهی چیزی غیر از انسانیت نیست .برابری طلبی جزیی از وجود هر انسان آزاده ای است.  

. دوباره دو عکس برایتان گذاشتیم که نظر خود را برای ما بگویید ما منتظر نظرات سبز شما هستیم.                          

               زنده باد آزادی زنده باد برابری (داب اهواز)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 16:35  توسط فرزین | 

سلام به تمامی رفقا در سراسر ایران¤¤ همه رفقای آزادی خواه و برابری طلب

امیدوارم امسال سالی باشه که همه رفقایمان از بند آزاد شوند و همگی دست در دست یگدیگر سرود آزادی خواهی و برابری طلبی را بخوانیم می خواهم یه عیدی ویژه به شما بدهم البته بدون شرح بقیه اش با خودتان اما خوب روی این عکس ها فکر کنید و نظر بدهید!!!!

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 18:22  توسط فرزین | 

پیام کاوه عباسیان بمناسبت بپایان رسیدن سال ٨٦

 

 

سال ٨٦ کم کم به پایان خود میرسد و پیام مادر شرایطی که بهترین رفقایمان، بهروز کریمی زاده ها، هنوز در زندانهستند، در شریطی که هنوز دانشجویان در سطح کل دانشگاه ها تحت فشار واحضاریه و ممنوعیت هستند، در شرایطی که خانواده رفقای زندانی مشغول فروختن هست و نیست خود برای تهیه وثیقه فرزندانشان هستند، در شرایطی که رفقای آزاد شده تحت تعقیب مداوم نیروهای اطلاعات هستند، در شرایطی که هنوز آزادی بیان و تشکل را در دانشگاه شکار میکنند، در شرایطی که هنوزدانشگاه پادگان است، در شرایطی که خود من مجبور به تعویض هزارباره محل زندگی ام بخاطر تعقیب های نیروهای امنیتی هستم، در شرایطی که . . .

 

این لیست "درشرایطی که"ها بسیار طولانی است اما اجازه بدهید آخرین های

آنها را بگویم:

در شرایطی که همه این فشارهای حکومت بر ما آمده است، سربلندتر ازهمیشه، محکمتر از همیشه، روشن تر از همیشه و مصممتر از همیشه ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب ایستاده ایم و اعلام میکنیم که هیچکدام ازاین فشارها ما را نه تنها به عقب نخواهد راند، بلکه عزم ما را در دفاع از آزادی و برابری بیشتر میکند! امروز دیگر دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب از تهران تا اصفهان، از مشهد تا تبریز و کردستان، از زاهدان تا آبادان همه جا   هستند! نه تنها در ایران در لندن و پاریس و همه پایتخت های جهان هستند. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در سال ٨٦ هدف اصلی حمله حکومت بودند. سال ٨٦ اما کم کم به پایان میرسد و پیام ما این است:

 

ما هستیم! ما ایستاده ایم! ما کوتاه نمیاﺌیم! ما برای دفاع از آزادی و برابری هیچ معامله ای نمیشناسیم. صف ما بزرگتر، محکمتر و مصممتر از همیشه است.

 

از طرف همه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به شما اطمینان میدهم که جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در سال آینده با قدرتی صد چندان به پیش خواهد رفت.

 

                                     کاوه عباسیان

سخنگوی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر کشور

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 21:31  توسط فرزین | 

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در نمایش

انتخابات شرکت نخواهند کرد

سال 1386: سال سرکوب گسترده و بی‌سابقه دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب، سال سرکوب اعتصابات متعدد کارگری به ویژه اعتصاب کارگران قند و نیشکر هفت تپه، سال شلاق زدن وحشیانه‌ی کارگران به جرم شرکت در مراسم روز جهانی کارگر، سال تحریم‌های اقتصادی و قربانی کردن معیشت کارگران و همگان در پیشگاه قدرت و سرمایه، سال سرکوب و بازداشت معلمانی که نان شب خود می‌طلبیدند، سال محکوم شدن 37 زن به اعدام و سنگسار، سال ترور فعال کارگری در کردستان، سال پرونده سازی و حبس و شکنجه برای دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، سال حبس صالحی و اسانلو، سال صدور احکام اعدام برای فعالین اجتماعی، سال افزایش تقریبا 18 درصدی نرخ تورم قیمت‌ها، سال افزایش 100 درصدی نرخ اعدام‌ها، سال بازداشت و شکنجه فعالین اجتماعی و روزنامه‌نگاران کردستان و آذربایجان،  سال قتل ابراهیم و زهرا در بازداشت‌گاه های حکومت، سال دشنه و خنجر، شکنجه و شلاق، قحط و مرگ، سال بد، سال باد، سال اشک پوری‌ها و سال خون مرتضی‌ها...

و با همین کارنامه‌ی متعفن است که وقاحت‌پیشه‌گان جناح‌های حکومت از نمایش مضحک انتخابات‌شان، از بازی مضحک دموکراسی و مشارکت‌شان سخن می‌گویند، به خیال باطل خود برای مردم(بخوانید رعیت‌هاشان) حق و تکلیف معین می‌کنند. از مردمی که کمرشان زیر خفقان سیاسی و فشار اقتصادی خم شده، امضا و مهر و رأی می‌طلبند تا مشروعیتی ظاهری بیابند.

بدین وسیله ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام میداریم که همچون گذشته، شرکت نکردن در مضحکه ی انتخابات را قاطعانه بخشی از تاکتیک مبارزاتی خود علیه استبداد حکومت سرمایه و مذهب می‌دانیم. و همچنین موضع گیری اپوزیسیون راست که شرکت نکردن در انتخابات را به بهانه های واهی همچون فقدان رسانه های آزاد و فراگیر یا رشد نیافتگی شعور سیاسی مردم پیشاپیش شکست خورده میداند، تنها آب به آسیاب حکومت ریختن ارزیابی میکنیم . در شرایط فقدان آزادی تشکل و نشر و بیان برای نیروهای مخالف وضعیت موجود و به ویژه جریانات رادیکال، که سدّ بزرگی در برابر ایجاد آلترناتیوهای سیاسی-اجتماعی قرار داده ‌است، شرکت نکردن در این بازی تکراری حکومت،  به عنوان یک کنش‌ اجتماعی سلبی و نماد مخالفت با نظم سیاسی موجود ضروری می‌نماید. و بدین‌ گونه این عدم شرکت نه پروژه‌ای زمان‌بندی شده، نه نوش‌دارویی برای مصایب و مشکلات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بلکه تنها می‌تواند و می‌باید به مثابه‌ی تاکتیک سیاسی جزئی ای به کار رود که بسترساز پیدایش بدنه‌ای گسترده و پایدار گرچه ناهمگون از مخالفین تمامی جناح‌های حکومت، اعم از اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان، باشد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 19:52  توسط فرزین | 

 

 آخه مگه زن آدم نیست؟؟؟

 

- پاشو

- پاشو

- بی حجاب لعنتی آزادی می خواهی!!!

- برابری با مردان را می خواهی!!!

- پاشو این تن لشت را تو این سلول بکش بیرون وقت دادگاهته باید بری جواب پس بدهی

-آی نزن بیرحم !!!

- می زنمت تا خون بالا بیاری!!!

- بجای اینکه واسه شوهرت یه زن باشی و واسه بچه هات یه مادر دنبال آشوب میری؟

- اخلال در نظم عمومی و امنیت ملی میدونی جرمش چیه؟؟؟

-اعدام؟؟؟

دخترک سرش را بالا آورد خود را درمیان جمعیتی دید جز سیاهی چادرهایشان چیزی دیگری نمی دید

به گذشته برگشت برای ثانیه ای تمام لحظه های زندگی ناکام اش را به یاد آورد.

کتک های پدرش: حالا چشم سفید کارت بجایی رسیده که نوار گوش میدی "دختره جلف" مگه تو مسلمون نیستی؟

کتک های برادش : اون قدر کتک می خوری تا بهم بگی اون پسره کی بود تو خیابون باهات حرف می زد ؟

سرزنش های مهربانانه مادرش : دخترم حواست باشه یهموقع گول همکلاسی هایت را نخوری ها, اگه دست ببری به ابروهات آبروی خانواده ما میره ؟ ما یه ابهتی داریم تو اهل محله!!!

تو خیابون مامور زن: هی تو بیا اینجا!!! چرا اینجوری راه میری

تو دانشگاه : اینجا که دیگه نباید احساس آزادی بکنی چون هر حرفی علیه تو در نادادگاه کمیته انظباطی سیاسی تلقی میشه....

اون نباید عاشق بشه چون زنه!!! اون نباید نظری راجب به زندگی خودش داشته باشه چون زنه!!! اون نباید زیبا باشه چون زنه!!! اون نباید ارتباط اجتماعی داشته باشه چون یه زنه!!!

آخه مگه زن آدم نیست؟؟؟

آره این گذشته اون بود البته با یکمی سانسور!!!

آره اون رو تا حالا جزء آدم حساب نمی کردن

اما تعجب می کنه وقتی حکم اعدام اون را صادر کردن نوشتن یک زن رشیده ؟؟؟ نوشتن یک انسان کامل وعاقل؟؟؟

اخه مگه میشه یه زن رو به این دلیل که دنبال حقی که هیچ وقت بهش ندادن((آزادی)) و ((برابری)) بکشن و جونش را بگیرن؟؟

آره !!! چرا که نه وقتی اینجوری اورا از  تمام حقوقی که به خود اون تعلق داره محروم میکنن!!! می توانند راحت جون اورا تصاحب کنن

-         آروم ... آروم دیگه چشماش داره سیاهی میره

-         اما یه چیزی یادش اومد اون همون شعاری بود که حالا بخاطرش باید جونشو بده

-         آره بخاطر این شعار (( آزادی)) و((برابری))

-         با صدای بلند با آخرین نفسی که داشت داد زد

 زنده باد آزادی   زنده باد برابری و مریم آخرین نفس اش را هم پای چوبه دار نثار

 ((آزادی)) و ((برابری)) نمود

  زنده باد آزادی                زنده باد برابری

 

تقدیم به تمامی زنان در بند

میثم فرزین

azadikhah.daneshjo@gmail.com 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 13:33  توسط فرزین | 

بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر ایران پیرامون 8 مارس روز جهانی زن

 

 

 به صدمین سالگرد روز جهانی زن در 8 مارس 2008 نزدیک شده ایم و امسال در شرایطی به استقبال این روز می رویم که سرمایه داری سرکوبگر مذهبی ، ده ها تن از عزیز ترین رفقای ما، دختران وپسرانی که همراه یکدیگر علیه هرگونه آپارتاید طبقاتی، جنسی، قومی و...مبارزه می کردند را، در آستانه روز دانشجو در 13 آذرماه دستگیر و روانه زندان های مخوف خود نموده است و با هدف سرکوب جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی در دانشگاه ها، به تَبَع دیگر عرصه های مبارزات سرمایه ستیزدر جنبش کارگری ، جنبش معلمان ،جنبش زنان و...، آنان را زیر شدید ترین فشارها و شکنجه ها قرار داده است.

اما تنها چیزی که در این میان عاید آنان شده ،شدت یافتن نارضایتی ها و هرچه پر حرارت تر شدن اعتراضات و مبارزات پر شور دانشجویان، کارگران، معلمّان و زنان هم پا و هم راه  یکدیگر بوده است و بدون شک شعله این مبارزات چنان مشتعل و دامنه این مبارزات چنان گسترده است که 8 مارس پیش رو نیز از این امر مستثنی نخواهد بود .

 پس از انقلاب  57 و سرکوب دهشتناک چپ در دهه 60، هشتم مارس سال گذشته(2007) ،نخستین مرتبه ای بود که دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در دانشگاه های ایران اقدام به بزرگداشت روز جهانی زن نمودند ، و در قالب آکسیون ها و مراسم های متعدد و مستقل ، یادواره این روز را گرامی داشتند و یادآور گردیدند که جنبش رهایی زنان، جزئی لاینفک از جنبش رهایی انسان است و رفع ستم جنسی از زنان در گرو مبارزه ای همه جانبه و در تمامی ابعاد با توحّش نظام سرمایه سالار در کلّیت آن است و و بار دیگر یادآور این مهم گردیدند که تنها نیرویی پیشرو در جهت رهایی انسان ها که متکی به اصول انسانی سوسیالیسم باشد می تواند پرچمدار رهایی زنان نیز باشد.   ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 13:11  توسط فرزین | 
سلام رفیق

امروز که دارم با تو صحبت می کنم در گوشه ای از این تاریکخانه ای که نمی دانم کجاست ؟ به خود امید می دهم که باز هم تو را خواهم دید در کنار هم در دانشکده خودمان!!! دست در دست یکدیگر بازهم ندای آزادی خواهی و برابری طلبی را سر خواهیم دارد من برای تو ... تو برای من... و ما برای ما !!! برای رهایی از این ننگ و ارتجاع؟؟؟ برای آنکه  تو با من یکی باشی دلم درد می کند نه از ضربه چکمه های زندان بان بلکه از اینکه اینجا هستم و در کنارتان نیستم!!! چشمانم نمی بیند نه از بیخوابی هایی که در گوشه این سلول نمور و تاریکی متحمل می شوم بلکه از نادیدن شما است که این گونه شده ام...

گل سرخ و مشت های گره کرده روبرویم هستند اینها همه امید من هستند برای بودن و ماندن

و من در این سلول قسم می خورم به آرمان آزادی وبرابری و هستم تا شما باشید رفقا

زنده باد آزادی        زنده باد برابری    

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 15:48  توسط فرزین | 

دانشجو یا دزد

روزها و ماه ها است که از دستیگری رفقایمان در سراسر ایران می گذرد دانشجویانی که در پی عدالت و تحقق آرمان آزادی و برابری در این نظام استبداد دست به اعتراض زدند اینجا جایی است که حرف زدن در آن بهای سنگینی دارد... بهای آن زندانی شدن است!!! کتک خوردن با چشمان بسته است!!! بله این است سزای پیجویی عدالت در نظام به اصطلاح اسلامی  دین را دستمایه خواسته های نامشروعشان قرار داده اند تا شب را براحتی در کنار معشوقه اشان براحتی به صبح برسانند درحالی که جوانان این سرا شب را باید در کنار جنایت کاران و خلاف کاران و سلول نمور زندان سپری کنند . به کدامین گناه ناکرده؟ آزادی خواهی و برابری طلبی آیا خارج از ابعاد انسانی است؟ این دو برای هر انسانی وجودشان سرشار از شی