![]() |
![]() |
|
| زجا برخیز رفیق امروز نه امروز است!!!! |
|
سلام رفیق
امروز که دارم با تو صحبت می کنم در گوشه ای از این تاریکخانه ای که نمی دانم کجاست ؟ به خود امید می دهم که باز هم تو را خواهم دید در کنار هم در دانشکده خودمان!!! دست در دست یکدیگر بازهم ندای آزادی خواهی و برابری طلبی را سر خواهیم دارد من برای تو ... تو برای من... و ما برای ما !!! برای رهایی از این ننگ و ارتجاع؟؟؟ برای آنکه تو با من یکی باشی دلم درد می کند نه از ضربه چکمه های زندان بان بلکه از اینکه اینجا هستم و در کنارتان نیستم!!! چشمانم نمی بیند نه از بیخوابی هایی که در گوشه این سلول نمور و تاریکی متحمل می شوم بلکه از نادیدن شما است که این گونه شده ام... گل سرخ و مشت های گره کرده روبرویم هستند اینها همه امید من هستند برای بودن و ماندن و من در این سلول قسم می خورم به آرمان آزادی وبرابری و هستم تا شما باشید رفقا زنده باد آزادی زنده باد برابری |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم اسفند 1386ساعت 15:48 توسط فرزین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آزادی یعنی برابر بودن آن دو نفر که در مقابل هم و در کنار هم ازیک چشمه آب بنوشند و هردو به یک اندازه از آن چشه بهره ببرند و این یعنی لذت برابر بودن در سایه آزادی از قیود در بند کننده مالکیت
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
|
RSS
|